شجاع
119
أنيس الناس ( فارسى )
نان تهى خوردن نشستن به كه كمر زرين به خدمت بستن ! بيت اى شكم خيره به نانى بساز * تا نكنى پشت به خدمت دو تا امّا هرنيكبخت كه دولتيار و سعادتآثار باشد داخل بندگان آستان فلك آشيان و ملاقى بارگاه عالمپناه پادشاه عادل باذل و سلطان حليم سليم عليم ما گردد و در ظلّ رأفت و آفتاب عنايت آن حضرت چون تمام عالميان و كافّهء اهل ايمان مرفّه الحال و فارغ البال گشته از جميع نوايب مصون و به مجموع مقاصد مقرون شود . عند الملوك مضّرة و منافع * و سلطاننا لا يضرّ و ينفع فى دعائه خدايا تو اين شاه با عدلوداد * كه شد رونق دين ز عدلش زياد نگهدارش از آفت اين جهان * بدار از حوادث تنش در امان مغيث جهان شاه عالمپناه * كه خورشيد ملك است و ظلّ إله ابو الفتح سلطان دنيا و دين * كه شد دولتش با سعادت قرين